سلام به دخمل طلا
سلام به دخمل طلا
عزیزم با ورود به سه سالگی خیلی بزرگتر و خانوم تر شدی.
رفتارت خیلی خانمانه شده .یکی از شالهای مامان رو سر میکنی و میای کنار من میشینی و در کمال جدیت شروع میکنی به صحبت کردن ، البته بیشتر قسمتای حرفات به زبون خودته و جالب اینه که حتما باید جوابت رو هم بدم و اگه چیزی نگم ، میگی حرف بزن .
راستی مدتها ست که دیگه با پوشک خداحافظی کردی . و فقط چند روز اول اون هم چند بار گلهای قالی رو کمی آبیاری کردی . حالا هم که هر وقت کاری داشته باشی بدو بدو میری دستشویی ، حتی شبها هم اگه دستشویی داشته باشی از خواب بیدار میشی و میری دستشویی.
یه چیزی رو برمیداری و میگی این مال منه . نمیدم .
به شدت به کتاب علاقه داری ، کتابهات رو میاری و به من یا مامان میگی بوخون(یعنی بخون) حتی بعضی قسمتهاش رو هم حفظ شدی ، کتابها رو ورق میزنی و داستانش رو تعریف میکنی.
دوخرچه -- دوچرخه
ماخانی -- ماکارونی
یفت -- رفت
آشمسونه -- آشپزخونه
تخمخل -- تخم مرغ
ب او -- بگو
آبا -- آقا
خانون -- خانوم
مل -- مبل
ژو باش -- زود باش
پیس دبی -- پیش دستی





سلام به دخمل طلا
